جغله های صالحینی

حلقه صالحین شهید ردانی پور | پایگاه مقاومت بسیج شهید بهشتی دولت آباد

جغله های صالحینی

حلقه صالحین شهید ردانی پور | پایگاه مقاومت بسیج شهید بهشتی دولت آباد

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۵ مطلب با موضوع «داستان» ثبت شده است

  • در تاریخ :94/08/25 19:19:50
  • توسط : امین داوری
  • نظرات : ۰
  • بازدیدها : ۸۶

دریافت

مبحث حجت الاسلام داستانپـور با موضوع برنامه ریزی معنوی

دسته بندی: مذهبی دسته بندی: سخنرانی های با حال دسته بندی: داستان دسته بندی: سبک زندگی

  • در تاریخ :94/01/20 18:09:27
  • توسط : امین داوری
  • نظرات : ۱
  • بازدیدها : ۱۹۴

از عالمی پرسیدند:
سنگین ترین وزنه چند کیلو است؟
عالم در جواب گفت: سنگین ترین وزنه یک پتوی نیم یا یک کیلویی ست! که یک نفر بتواند هنگام نماز صبح از روی خود بلند کند.
هر کی بتونه اون وزنه رو از روی خودش بلند کنه باید بهش گفت پهلوان
رسول اکرم(ص) فرمودند:
ترک نماز صبح نور صورت را کم می کند.

دسته بندی: داستان

  • در تاریخ :94/01/10 01:10:43
  • توسط : امین داوری
  • نظرات : ۰
  • بازدیدها : ۱۷۲

روزی احمد با تعداد زیادی مجله که تصاویر خواننده ها و رقاصه ها روی اون بود اومد خونه،
مامان گفت: احمد جان اینا چیه اوردی؟ چرا خریدی ؟
احمد رفت طرف باغچه و مجله ها رو آتیش زد
و گفت: مامان اینا رو از باجه سر کوچه خریدم، تا هم محله ای هام به گناه نیوفتن،
مامان گفت: پولشو از کجا اوردی؟
گفت: با حقوق کار تابستونم خریدمشون
مامان گفت: مگه نمی خواستی موتور بخری ؟
گفت: هرچی فکر کردم دیدم موتور منو تا سر کوچه می بره ولی این اینا تا بهشت!
مامان گفت:
ولی تو این شهر که فقط همین یه باجه نیست.
احمدگفت:
می دونم ولی وقتی مُردم به خدا می گم وسع من در همین حد بود.

خاطره ای از نوجوانی شهید احمد کشوری

دسته بندی: داستان دسته بندی: سبک زندگی

  • در تاریخ :94/01/10 00:50:09
  • توسط : امین داوری
  • نظرات : ۲
  • بازدیدها : ۱۴۰

1181 چیست؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی
فقط سنه یه آقایی هستش که منتظر 313 نفرهـ

بیخیال به کارتون برسید...!


😭😭😭😭😭😭

دسته بندی: مذهبی دسته بندی: داستان

  • در تاریخ :94/01/05 14:27:08
  • توسط : امین داوری
  • نظرات : ۰
  • بازدیدها : ۱۷۵
جواب یک پسربچه 9ساله شیعه به مدیر مدرسه خود که باعث شد تمام کارشناسان شبکه های وهابی جوابی جز سکوت برایش نیابند.
البته واقعی بودن این داستان مورد تردید است ولی حتی اگر به عنوان یک داستان خیالی هم خوانده شود، خالی از لطف نیست...
ما در کلاس24 نفر هستیم معلم ما وقتی می خواد از کلاس بیرون بره به من میگه آقای محمدی شما مبصر باش تا نظم کلاس بهم نریزه....و به بچه ها میگه: بچه ها شما گوش به حرف مبصر کنید تا من برگردم ...
شما میگید پیامبر(ص) از دنیا رفت و کسی رو به جانشینی خودش انتخاب نکرد آیا پیامبر به اندازه معلم ما بلد نبود یک مبصر و یک جانشین بعد از خودش تعیین کنه که نظم جامعه اسلامی بهم نریزه...
جواب مدیر اهل سنت به دانش آموز شیعه : فردا با ولیت بیا کارش دارم دانش آموز رفت و فردا با دوستش اومد مدیر گفت پسر چرا ولیتو نیاوردی  مگه نگفتم ولیتو بیار؟
دانش آموز گفت: این ولی منه دیگه،مدیر عصبانی شد و گفت:منظور من سرپرستته،پدرته،رفتی دوستتو آوردی؟ دانش آموز گفت: نشد دیگه اینجا میگی ولی یعنی سرپرست...چطور وقتی پیامبر میگه این علی ولی شماست میگید معنی ولی میشه دوست ...
الحق مع علی وعلی مع الحق
دسته بندی: خندهـ حلال دسته بندی: مذهبی دسته بندی: داستان